تبليغاتX
ایست گاه
منتظر باشید... او خواهد آمد...
 

پس از کودتای 1332، پرده آهنینی به دور حوزه سیاست ایران کشیده شد. با این کودتا، همچنین پرده آهنینی در برابر دیدگان دانشمندان علوم اجتماعی کشیده شد. در دوره پیشین، آنها می توانستند از سطح ظواهر سیاسی فراتر بروند و واقعیت های درونی جامعه به ویژه اختلاف های قومی و طبقاتی آن را به دقت بررسی کنند. اما در دوره پس از کودتا آنها تنها اجازه نگاه کردن به چیزهایی را داشتند که مقامات می خواستند آشکار شود.

این پرده آهنین شاید تنش های اجتماعی و مخالفت های سازمان یافته را پنهان کرده بود، اما بی گمان در نابودی و محو آنها ناکام ماند. بر عکس، این تنش های اجتماعی تداوم یافت و به نقطه انفجار خود رسید، چرا که مخالفان با وجود نظارت شدید پلیسی بر زندگی خود راه خود را ادامه دادند تا اندیشه ها و عقاید جدید و شیوه های نوین عملی کردن آنها را پبدا کنند.

گرچه به جز رکود روشنفکری، ستایش بی پایان پادشاهی و پیروی کورکورانه از غرب چیز دیگری در رسانه های در دست حکومت پیدا نمیشد، بررسی مطبوعات زنده زیرزمینی، نسل جوانی از روشنفکران را نشان میداد که با موفقیت سرگرم طرح و تدوین اندیشه های جدیدی بودند که آنها را با فرهنگ شیعی خود هماهنگ کرد. به نظریات و تاکتیک های پیشینیان توجه می کردند، در واقع این سرکوب و خفقان بیست و پنج ساله طبقه روشنفکر جدیدی به بار آورد که نظریاتی بسیار تندروتر ارائه کردند. همچنین، آشتی ناپذیری انقلاب، که سرانجام به نابودی رژیم شاهنشاهی منجر شد تا حدودی متاثر از دیدگاه این نسل جدید بود.

قیام 15 خرداد 1342 بر طبق برنامه و با تصمیم قبلی گروه ها نبود اما برخوردی که رژیم حاکم با آن کرد و کشتاری که انجام گرفت خود به خود بسیاری از افراد هم عقیده را به هم نزدیک ساخت و آنها را به گروه بندی وادار نمود تا نظم و ترتیبی در کار پیدا نمایند. در تهران و بسیاری از شهرها کم کم جلسات چند نفری پیدا شد که اخبار را به هم می دادند، تراکت و اعلامیه ها را پخش می کردند و یا نظم و اداره جلسات وسیع تر و عمومی را بر عهده می گرفتند. این گروه ها تمام اقشار جامعه را در بر می گرفت.

سازمان امنیت و پلیس برای پیدا کردن اعضای گروه ها فعالیت زیادی می کردند، گاهی شناسایی هایی می نمودند و افرادی را بازداشت می ساختند اما چون فعالیت این افراد بارز و مشخص نبود و از طرفی در اصل جنبه مذهبی داشت و مردم آنها را حمایت می کردند توفیق مامورین امنیتی زیاد نبود و هرگاه هم فردی یا افرادی دستگیر می شدند بقیه، گروه دیگری تشکیل می دادند. بطور کلی در این دوره جمعیت های مذهبی موفق تر بودند و برای رژیم هم درهم کوبیدن آنها ساده نبود.

 

منبع: تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در دوران پهلوی – دکتر علیرضا امینی

.......................................................

پ.ن1: موارد پررنگ (بولد) شده مواردیست که با کمی اغماض می تواند وصف حال شرایط کنونی باشد.

پ.ن2: برای درک بهتر مطلب، کلمات آبی رنگ را با مصادیق امروزی آن جایگزین کنید!

پ.ن3: تشخیص مصداق با خودتان!!

 

+      رند  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

درباره حوادث 15 خرداد، کتاب ها نوشته شد، از جریان مقابله مردم با توپ و تانک و مسلسل، از تعداد کسانی که جان باختند و گروهی که مصدوم و مجروح شدند، آمارهای متفاوت انتشار یافته است. اما هر چه بود و هر چه شد، مبارزه ای عظیم و آشکار در برابر تهاجم دیکتاتوری بود. این که نوشتند، این تظاهرات ظرف 24 ساعت سرکوب شد و سران و سرشناسان در گروه های مختلف، اسیر دژخیمان شاه در ساواک شدند، یک روی مسئله است. روی دیگر آن در حقیقت حصاری بود که شکسته شد. حصار مصونیت شاه از حمله مستقیم، اگر چه بهای آن گزاف بود: فرزندان رشیدی از طبقات مردم در این درگیری جان خود را از دست دادند، اما آنچه برای مردم حاصل شد، گرانبهاتر از آن بود که رژیم در تصور داشت.

قیام 15 خرداد، صرفا یک قیام مذهبی، محافظه کارانه، رادیکال و یا دموکراتیک نبود. قیام علیه رژیم و شخص محمدرضا شاه بود و همه گرایش های سیاسی و مذهبی را در بر می گرفت. قیام کنندگان، بازاریان، کسبه، دست فروشان، دانشجویان و دانش آموزان بودند. ضدیت با استبداد، عامل وحدت و حرکت قیام کنندگان محسوب میشد.

15 خرداد نشان داد بهترین قوه محرکه، در متن ایران وجود دارد که می تواند با استقلال عمل نماید و بر خلاف تصور گروهها، احتیاج به پشتیبانی خارج ندارد. این جنبش درست در زمانی صورت گرفت که همسایه شمالی ایران، یعنی ابرقدرت شوروی (روسیه فعلی) پس از مدتی روابط تیره با دولت ایران سازش کرده و او را در اقدامات، اصلاحات و انقلاب سفید تایید می کرد و پشتیبانی می نمود. هیات حاکمه و حامیان غربی آنها هم که شاه نماینده و اجرا کننده برنامه آنان بود مستقیما زیر ضربه 15 خرداد قرار داشتند. بنابراین، 15 خرداد مظهر یک استقلال واقعی بود که ملت قرن ها به دنبال آن می گشت.


منبع: تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در دوران پهلوی-دکتر علیرضا امینی

..................................................................................

پ.ن1: موارد پررنگ (بولد) شده مواردیست که با کمی اغماض می تواند وصف حال شرایط کنونی باشد.

پ.ن2: برای درک بهتر مطلب، کلمات آبی رنگ را با مصادیق امروزی آن جایگزین کنید!

پ.ن3: تشخیص مصداق با خودتان!!


+      رند  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بنده در عجبم!

مگر نه اینکه بر طبق گفته های آقای احمدی نژاد و اطرافیان ایشان، آقای هاشمی دزد و مال مردم خور است؟! خب آخر دزد و مال مردم خور را که امام جماعت نماز جمعه نمی کنند! اگر هم کردند که ملت نباید پشت سر ایشان نماز بخواند!

پس از دو حال خارج نیست. یا آقای هاشمی دزد است و نباید امام جماعت شود. بنابراین آنکه امامت ایشان را تایید کرده و آنکه پشت سر ایشان نماز می خواند هر دو باطلند. یا اینکه آقای احمدی نژاد و اطرافیان ایشان دروغ می گویند و تهمت ناروا می زنند که در این صورت، شرعا، عرفا و قانونا، این کار خلاف است و می بایست با ایشان برخورد شود.

........................................................................

پ.ن: خر تو خر که می گویند همین است!


+      رند  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ایرانی به سرکن خواب مستی

برهم زن بساط خودپرستی

که چشم جهانی سوی تو باشد چه از پا نشستی

در این شب سپیده نادمیده

تیغ شب به خونش درکشیده

امید چه داری از این شب که در خون کشیده سپیده

تیغ بر کش آذرفشان نغمه‌ها را تندری کن

در دل شب رخ بر فروز کار مهر خاوری کن

از درون سیاهی برون تاز

پرچم روشنایی برافراز

تا جهانی از تباهی وارهانی

دیو شب را تیغ بر دل برنشانی

با خواری در روزگار ننگ باشد زندگانی

مرگ به تا چنین زندگانی

ای مبارز، ای مجاهد، ای برادر

دل یکی کن، ره یکی کن بار دیگر

راه بگشا سوی شهر روشنی‌ها

روزگار تیرگی‌ها برسرآمد

هوشنگ ابتهاج (سایه)

+      رند  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

به اعلام نیروی انتظامی و قوه قضائیه، ارتکاب به این جرایم از مصادیق رذالت و اوباشگری است:

1. ‌محاربه (شرارت)

2. سلب امنيت و آسايش عمومي

3. ايجاد رعب و وحشت

4. تخریب اموال عمومی

5. قتل عمد با سلاح گرم

و ... مصادیق دیگر هم عنوان شده که حداقل تا به حال مصداق عینی (عکس/فیلم) نداشته است مانند تجاوز به عنف!

..............................................................................................

پ.ن1: حالا معلوم شد «طرح» جمع آوری فله ای اراذل و اوباش برای چی بوده!

پ.ن2: در صورت اغتشاش طلبی، ایجاد رعب و وحشت و سلب امنیت و نظم عمومی توسط مردم، برخورد نیروهای رسمی برقرار کننده نظم در جامعه توجیه پذیر است. اما اولا نه با این شیوه؛ ثانیا در صورت اغتشاش طلبی مردم. که نحوه رفتار و حرکت های اعتراضی آرام مردم نسبت به برگزاری انتخابات و احقاق حقشان نشانگر خلاف این موضوع است و طبق اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی، این نوع اعتراضات دارای وجاهت قانونی نیر می باشد.

پ.ن3: مطمئنا این جریان محدود به همین چند عکس نیست. رذالت ها و اوباشگری های بسیاری صورت گرفته و هیچ دوربینی هم اونا رو ثبت نکرده اما مردم می فهمند! اصولا بشر تفاوت های عمده ای با چهارپا داره! پس بهتره صدا و سیما روال کاریشو عوض کنه.

 

+      رند  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

... انتخابات دوره شانزدهم مجلس شورای ملی، با زمینه سازی دولت در شرایط فشار و تقلب برگزار شد. دکتر مصدق که مدتی از صحنه سیاست دور بود و در دوره پانزدهم هم نماینده نبود، به دعوت اقلیت دوره پانزدهم مجلس وارد صحنه سیاست شد. وی که از طرح زمینه چینی دولت ساعد در ایجاد مجلسی که در نظر بود جایی برای نمایندگان واقعی مردم در آن وجود نداشته باشد با خبر بود، درصدد مقابله با اقدامات ضد ملی دولت از طریق بسیج نیروهای ملی، بیداری مردم و آگاه ساختن آنها به اهمیت مبارزه بزرگی که در پیش داشتند بر آمد.

روز 23 شهریور ماه 1328 نمایندان اقلیت دوره پانزدهم، همراه با عده ای از روزنامه نگاران در منزل دکتر مصدق اجتماع کردند تا درباره مبارزه با اقدامات ضد ملی دولت، بخصوص انتخابات چاره جویی کنند. اولین اقدام نمایندگان مزبور به عنوان اعتراض به نحوه انجام انتخابات فرمایشی و دخالت آشکار دولت و مامورین دولتی در امر انتخابات و تحصن در دربار بود و دکتر مصدق به اتفاق هجده نفر دیگر تصمیم گرفتند که به تحصن در دربار اقدام نمایند.

دکتر مصدق که رهبری اعتراض کنندگان را بر عهده داشت، طی پیامی که در روزنامه ها منتشر شد خطاب به ملت ایران اظهار داشت: «... ما تصمیم گرفته ایم روز جمعه 22 مهرماه، دو ساعت قبل از ظهر، در جلو سردر سنگی کاخ سلطنتی اعلیحضرت حاضر شویم. ای مردم! ما را در آنجا تنها و بیکس نگذارید ...».

متحصنین طی نامه ای به عنوان شاه، اعمال خلاف قانون و مداخلات علنی مقامات دولتی در انتخابات و بی اعتنایی به شکایت مردم و شهرستان ها را برشمردند و خواستار الغاء انتخابات کشور و تعیین دولت بی طرفی که در کمال آزادی انتخابات را برگزار کند، شدند، ولی چون پس از چهار روز به تقاضا و شکایت آنها ترتیب اثر داده نشد، به تحصن خود پایان داده و طی بیانیه ای خطاب به مردم، انتخابات را غیرقانونی اعلام کردند.

در روز اول آبان 1328 همان 19 نفری که در تحصن دربار شرکت داشتند در منزل دکتر مصدق جلسه ای تشکیل داده و سازمان سیاسی را به رهبری دکتر مصدق تشکیل دادند که عنوان «جبهه ملی» پیدا کرد.

جبهه ملی، از شخصیت های سیاسی مخالف دولت که دارای اندیشه ضد شرکت نفت ایران و انگلیس بودند تشکیل شده بود. اینان می پنداشتند که پیشرفت اقتصادی ایران، بایستی از طریق در اختیار گرفتن منابع ثروت ملی کشور و به ویژه نفت که در آمد سرشاری داشت به وسیله دولت، تحقق یابد. رهبران جبهه ملی همچنین خواستار اجرای درست اصول قانون اساسی، حفظ و حراست از آزادی فردی و اجتماعی، آزادی انتخابات، آزادی مطبوعات و مبارزه با استعمار و حتی انجام سیاست مستقل خارجی به وسیله دولت شدند.

در روز 13 آبان 1328، در جریان انتخابات فرمایشی، عبدالحسین هژیر وزیر دربار در مجلس روضه خوانی که از طرف دربار مجلس در مسجد سپهسالار ترتیب داده شده بود، هدف گلوله سید حسین امامی، یکی از اعضای قدائیان اسلام قرار گرفت و چند ساعت بعد درگذشت.

این اقدام، دولت را هراسناک و متزلزل ساخت و در نتیجه دولت مجبور شد که انتخابات دوره شانزدهم را در تهران ابطال نماید که در انتخابات مجدد، دکتر مصدق و تنی چند از متحصنین دربار از تهران انتخاب شدند.

 

«تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در دوران پهلوی» - دکتر علیرضا امینی

.........................................................................................

پ.ن1: شاه عجب موجود کثیف و پلید و خائن و ظالم و ستمگر و پدرسوخته و لوس و بی تربیتی بوده!!

پ.ن2: البته باز دست شاه درد نکنه که گذاشته حرفای مصدق تو روزنامه رسمی چاپ بشه!

پ.ن3: مسلما هدف از انتشار این مطلب، تشویق مردم به ترور مسئولین نظام برای رسیدن به فرجامی مشابه نیست! بنده همینجا رسما تکذیب می کنم!

+      رند  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

هر حقيقتي از سه مرحله گذر مي کند:

اول، تمسخر آميز است

دوم، با خشونت با آن مخالفت مي شود

سوم، به عنوان امري بديهي پذيرفته مي شود

 

شوپنهاور

+      رند  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

چهار سال پیش ملت ایران به احمدی نژاد نامی که هیچ سابقه اجرایی کلانی از وی وجود نداشت رای دادند تا هاشمی رفسنجانی انتخاب نشود و این، بزرگ ترین دلیل رای آوردن محمود احمدی نژاد در انتخابات سال 1384 بود.

و امروز ... آیا کسی پیدا میشود که نه به خاطر رای نیاوردن محمود احمدی نژاد (که 4 سال عملکرد افتضاحش در راس امور اجرایی کشور، خود انگیزه و دلیلی کافی برای رای ندادن به اوست) بلکه به خاطر آزادی و شرافت و انسانیت و صداقت و دیانت و تمام خوبی ها و زیبایی های از دست رفته در این 4 سال به کسی جز محمود احمدی نژاد رای دهد؟!


+      رند  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin